در همون راستا که دوست داشتم یک بار خودمو ، توی خیابون می دیدم ، دوست داشتم یک بار ، "سوال دشوار هستی " انقدر بی همتا نبود ؛ تا بفهمم مادر بودن فارغ از چگونه بودن ، میتونه دلیل کافی برای این همه دوست داشتنی بودن باشه ? حداقل برای خودم .
برچسب:
نویسنده: مهدی صفری
- یعنی هیچ راهی نیست ?
.نه نیست.
-چرا فکر میکردم تو یه راه ماورائی سراغ داری ?
.بزرگترین کمکی که میتونم بکنم اینه که از راههای ماورائی ناامیدت کنم تا خودت دست بجنبونی .
برچسب:
نویسنده: مهدی صفری
برچسب:
نویسنده: مهدی صفری
برچسب:
نویسنده: مهدی صفری
چشمی برای دیدن،
چشمی برای خندیدن.
برچسب:
نویسنده: مهدی صفری
برچسب:
نویسنده: مهدی صفری
آخرِ انسان را صبح می دانست .به همان اندازه که از جهانِ بی او ناامید بود . انسان را در حدی بزرگ می دانست که راهِ ناامیدی و رها کردن و گذشتن را بر خودش کور کرده بود .
برچسب:
نویسنده: مهدی صفری
برچسب:
نویسنده: مهدی صفری
مرگ ، مرگ بودنش را از یک بار بودنِ فرصت زندگی دارد ؛ وگرنه که خواب هم همان می بود .
برچسب:
نویسنده: مهدی صفری
برچسب:
نویسنده: مهدی صفری
برچسب:
نویسنده: مهدی صفری
زمین از دلبران خالی ست یا من امتحان دارم ?
برچسب:
نویسنده: مهدی صفری
وقتی امتحان جزئی از اموزش نباشه ، کلیشه بشه ، چیزی باشه که فقط باید استاد از سر باز کنه و ما پشت سر بذاریم طبیعتا و کاملا مطابق انتظار نتیجه میشه همین .واقعا با هر میزانی از احتمال و از هر وری که قضیه رو ورانداز میکنم میبینم بعید میدونم واسه کار برم افریقای جنوبی ولی چرا باید بشینم دو صفحه علایم یه ضایعه رو که با کلی ارفاق در 30درصد از زنان نژادی خاص در افریقای جنوبی بروز پیدا میکنه رو حفظ کنم ?
فردای دیروز : از همون ضایعه سوال اومد!
برچسب:
نویسنده: مهدی صفری
نیم ساعت بعد
_لپ تاپو نذار رو شکمت
.باشه
نیم ساعت بعد
_لپ تاپو نذار رو شکمت
.باشه
نیم ساعت بعد
_نمیخای ازدواج کنی نکن لپ تاپو نذار رو شکمت.
احساس مادگی کردم .
برچسب:
نویسنده: مهدی صفری
برچسب:
نویسنده: مهدی صفری