یکی از چیزهایی که میخ ماندگاریش را مابین ذوق ها و علاقه هام کوبیده و
خوشحالم که زمان در موردش هیچ غلطی نمی تواند بخورد ، قصه است . می
توانستم بگویم داستان .اما جنس این چیزِ یک چیز و همه چیز ، طوریست که با
قصه جور است شاید چون ذوقم و حافظه ی تاریخی ام قصه را شنیدنی میداند و
داستان را خواندنی و من قصه ها را دوست دارم بشنوم بیشتر از آنکه بخوانم
..هر چند حرفی و شکی نیست که هیچ چیز را نمی توان به کاغذ و بویش و تفاوت
سفیدی صفحه های خوانده شده و نشده اش و حاشیه نوشتن هاش و هایلایت کردنهاش و
تجملات خواندنش ترجیح داد ؛ اما تخیل این قدرت را دارد که بزند زیر
قطعیت هیچ چیزها .
برچسب:
نویسنده: مهدی صفری
تاريخ: پنجشنبه
21 بهمن
1395 ساعت: 4:19